تبليغاتX
انفال
اخبار ، گزارش و مقاله در مورد انفال

یک زن کورد

پس از 16 سال به جمع خانواده خود پیوست

 

 

خانم " رحمه خضر علی " پس از 16 سال دوری از خانواده و خاک کوردستان روز پنجشنبه در آغوش گرم خانواده خود قرار گرفت.

به گزارش :PUKmedia وزارت شهدا و انفال شدگان دولت اقلیم کوردستان در پی همت و تلاشهای بی وقفه خود بدنبال خبری منتشر شده از رسانه های کوردستان در مورد سرنوشت یک زن کورد که در جریان کوچ گروهی کوردها در سال 1991 پس از قیام پرشکوه مردم کوردستان مفقود الاثر شده بود، روز پنجشنبه این زن را به جمع خانواده خود پیوند داد.

در یک کنفرانس مطبوعاتی خانم "چنار سعد عبدالله " وزیر امور شهدا و انفال شدگان،  پس از خیر مقدم گویی به این قربانی کوچ گروهی مردم کوردستان، توضیحاتی در مورد جزئیات بازگشت این زن و تحقیقات این وزارتخانه در این باره را  ارائه داد.

وی حمایتها دولت اقلیم کوردستان را از  " رحمه خضر " در راستای آغاز زندگی نوین پس از سالها دوری از دیار و خانواده خود را اعلام نمود.

وزیر امور شهدای دولت اقلیم کوردستان ضمن تقدیر از همکاریهای سازمان زنان " امل " در این باره گفت: چندین مورد دیگر در دستور کار این وزارت برای اطلاع از سرنوشت این قربانیان وجود دارد.

رحمه خضر در جمع خبرنگاران در سخنانی سرشار از شادی و خرسندی از حضور مجدد در کوردستان و درمیان خانواده خود به بازگویی مختصری از وضعیت زندگی خود طی 16 سال گذشته پرداخت.

وی گفت: در این مدت در مرقد " امام زاده ای " در روستای " گایم " در بیابانی واقع در مسیر شهرهای سماوه و نجف بسر برده است.

در بخشی دیگر " نسرین زرار " دختر این زن در مورد چگونگی مطلع شدن از سرنوشت مادر و اقدامات پس از آن ضمن ابراز خرسندی خود سخنانی به زبان آورد.

همچنین نماینده جمعیت " امل " در این کنفرانس مطبوعاتی در مورد چگونگی مطلع شدن از سرنوشت این زن گفت: وی از طریق چوپانی به روستای " گایم " در آن بیابان منتقل شده و ما نیز با کسب اطلاعاتی و چندین تحقیق در این باره موفق شدیم وی را به کوردستان بازگردانیم.

گفتنی است" رحمه خضر علی " که مادر چهار دختر و دو پسر میباشد ساکن شهرستان هولیر میباشد که در کوچ گروهی مردم کوردستان پس از قیام پرشکوه در بهار سال 1991 ، شانزده  سال پیش از خانواده خود دور گشته است.

وی با همکاری سازمان زنان " امل " و وزارت امور شهدا و انفال شدگان دولت اقلیم کوردستان  روز پنجشنبه به جمع خانواده و فرزندان خود در شهر هولیر  پیوست.

+ نوشته شده در  2006/12/7ساعت 18:53  توسط آهورا  | 

دو دختر کورد فروخته شده به مصر پیدا شدند

 

 یک روزنامه نگار اعلام کرد که دو دختر کورد انفال شده را در قاهره پیدا کرده و آنان خواستار بازگشت به اقلیم کورستان میباشند.

این دختران در زمان رژیم بعث و در جریان عملیات شوم انفال به مصر فروخته شده بودند.

وزیر امور شهدا و انفال شدگان دولت اقلیم کوردستان در این خصوص گفت که دولت از این مسئله حساس و مهم مطلع شده است.

وی همچنین گفت: تحقیقاتی در مورد صحت این مسئله انجام داده خواهد شد.

"فرمان علی" خبرنگار شبکه تلویزیونی "زاگروس" در این خصوص به هفته نامه"میدیا" اعلام کرد که یکی از این دخترها در این کاباره مشغول رقص کردن بود و از راه وی یکی از دختران کورد دیگر را نیز پیدا کردم.

وی در ادامه افزود: هنگامی که خواننده این کاباره به ما خیر مقدم گفت یک زن رقاصنده زیبای تقریبا 26 یا 28 سال بلافاصله صحنه را ترک و یک رقاصه دیگر جای وی را گرفت.

بعد این رقاصه به سر میز ما آمد و گفت که من به " سحر الکوردی" مشهور هستم و در زمان رژیم بعث از سوی این رژیم به مصر فروخته شدم البته اسم حقیقی من "روژگار" بوده و اهل هولیر محله "تعجیل" میباشم من در سال 1988 به منزل پدربزرگم در کویه رفتم.

فرمان علی در ادامه سخنان خود افزود: سحر به من گفت که "در زندان کرکوک زندانی بودم و با یک دختر دیگر ما را به بغداد بردند البته چشمهایم با چشم بند بسته و هیچ جا را نمیدیدم و در بغداد نیز یک هفته ما را نگه داشتند و بعد سوار هواپیما شدیم . هنگامی که هواپیما بر زمین نشست و چشمهای ما را باز کردند گفتند که اینجا مصر است و بعد ما را به اداره استخبارات بردند".

فرمان علی در بخشی دیگر از سخنان خود اظهار داشت که به وسیله "روژگار" یک دختر کرکوکی دیگر به نام " نسرین محمد کریم" را دیدم که البته وی در آنجا به "دینا منصور" مشهور بود.

فرمان ازعان داشت: این دو دختر در مصر در شرایط بدی بسر میبرند.

بنا به اسناد موجود در مدیر استخبارات عراقی در زمان رژیم بعث نامه ای به شماره 161 روز 10/12/1989 وجود دارد که متن این نامه در مورد فروش یک دختر کورد به کاباره های مصر اشاره شده است.

"زکیه اسماعیل حقی" عضو پارلمان کوردستان نیز میگوید : شمار دختران فروخته شده 18 تن نبوده بلکه 75 تن میباشند.البته فرمان علی میگوید که سحر گفته بیش از 200 دختر کورد در عربستان، اردن ، کویت و مصر وجود دارند که من سعی میکنم دختران کورد موجود در مصر را پیدا کنم اما خواهش میکنم مرا به موطن خود بازگردانید.



 

+ نوشته شده در  2006/11/30ساعت 19:2  توسط آهورا  | 

 

قتل و عام ده ها نفر از مردم بیگناه کرد

 

روستای قارنا در کردستان شرقی توسط

 

نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی

 

 ایران آغاز انفال و ژینوساید در این بخش از

 

 کردستان بود

 

+ نوشته شده در  2006/9/6ساعت 15:55  توسط آهورا  | 

     
  

دوم سپتا مبر ، روز ژنو ساید ملت کرد   درشرق کردستان ( ایران )است .

بیست و هفتمین  سالروز شروع پا کسازی نژادی ملت کرد را که از

قارنا آغاز گشت ، به روز اعتراض علیه رژیم جمهوری اسلامی مبدل کنیم ! 

هموطنان کرد !

نیرو های سیا سی !

سازما نهای اجتما عی و فر هنگی ! 

رژیم جمهوری اسلا می ایران ، طی بیست و هفت سال حا کمییت نکبتبار خود ، صد ها جنا یت را در حق ملت کرد آفریده . هزاران تن از فرزندان خلقمان را کشتار نموده . سلسله جنا یا تی که آشکار و پنهان توسط رژبم مذهبی حاکم در کردستان ایران صورت گرفنه ، بیحد و حصر است .

فا جعه قارنا  و ایضأ کشتار مردم بیدفاع روستا های  : ایندر قاش ، سه وزی ، تره گل ، کا نی مام سید ، وسو کند و . . . ، که با سبعییت تمام انجام گرفته ، زنان و کودکان و سا لخورده گا ن را هم شا مل شد و در زمره ژنو سا ید خلق کرد است .

ما شما را به اعتراضی متحد و یکپارچه علیه رژیم سفاک جمهوری اسلا می فرا میخوا نیم . این رژیم  پشتیبان اصلی تروریسم بین المللی ، رژیم سرکوبگر ملت کرد و همه آزادیخوا هان در ایران است . 

2 سپنا مبر ( قارنا ) را به روز درخوا ست دادگاه رسیدکی به جنا یات هیئت حا کمه در تهران مبدل کنیم  . در این روز یاد همه جا ن باختگان   را گرامی بداریم و چهره کریه رژیم وا پسگراو قرون وسطا یی اسلامی را بتما می جها نیان بیشتر بشنا سا نیم .

وظیفه همه ما است که چه بصورت فردی و چه بصورت گرو ههای اجنما عی و سیا سی و مدنی ، از ادا مه  سلاخی خلقمان و امیا ل پلید جنا یتکاران  جلو گیری کنیم .

برای گرا میدا شت 2 سپتا مبر ( روز ژنو سا ید خلق کرد ) ، در شرق کردستا ن ( ایران )، در یک اعتراض جمعی ، برای گشودن پرونده جنا یات عدیده رژیم جمهوری اسلا می ، همت گما ریم .

خا طره جا نبا ختگان  ژنو سا ید خلقمان را امسال در حا لی گرا می میداریم که هموطنا ن آزاده خودرا برای هر چه با شکو هتر نجلیل از جا نبا خته مها بادی ، « شوا نه سید قادر »، آماده میکنند . سا ل قبل ، زنده یاد  شوا نه ، پس از تحمل شکنجه های بسیار ، توسط دژخیمان رژیم فاسد ولا یت فقیه جا ن با خت . سپس بطرزی وحشیا نه ودر حا لیکه جنازه اش به یک جیپ سپاه بسته شده بود ، در خیا با نها کشیده شد که سبب انزجار بیشتر ملت کرد شد. متأ سفا نه اعتراضات خود جوش مردمی سرکوب شد ، 21 تن جان با ختند  و هنوز از سر نوشت بسیاری از جوا نان بپا خا سته ، اطلاعی در دست نیست .

در سا لروز  2 سپنا مبر ، جای دارد که از رهبران سیا سی و انقلابی خلقمان  ، که تو سط تیمهای اعزامی رژیم اسلامی ترور شده اند ، نجلیل بعمل آوریم .طرا حان و عا ملان ترور ، که رفسنجا نی و احمدی نژاد ، نمونه تیپیک آنها هستند ، بار دیکر به افکار عمومی شنا سا نده شوند .

چا ک ، بمثا به  سا زما نی مستقل و بشر دوست ، امسال نیز همچون گذشته ، مصمم است فر یاد برحق ملت کرد در کردستان ایران را بگوش جها نیان بر ساند . و این امر میسر نخوا هد بود مگر آنکه منحدا نه و در صفی وا حد ، با درک از شرا یط ویژه بین المللی ، ضمن جلب حما یت سا زما نهای بشر دوست و نیرو های دمکرات و آزا دیخواه ، رژیم جمهوری اسلا می را که دشمن آزادی و حقوق بشر میبا شد به انزوای بیشتر بکشا نیم . 
 

    چاک  -   ( کو میته شرق کردستان )

  23.07.2006

+ نوشته شده در  2006/9/6ساعت 15:43  توسط آهورا  | 

تعیین سرنوشت 2 تن از بازماندگان انفال

 

 

بعد از 18 سال سرنوشت یک زن و کودک کورد بازمانده انفال مشخص گردید.

یک منبع از مرکز امنیتی شهر "کلار" از توابع "گرمیان" اعلام کرد که روز 30 آگوست یک شخص عرب به اسم "علی حاتم" ساکن شهر "شهربان" ضمن تماس با آنها اعلام کرده است که وی در سال 1988 وقتی که عضو نیروهای کماندو تیپ 5 ارتش عراق در جبهه های جنگ عراق و ایران بوده به هولیر اعزام شده است.

وی در ادامه افزود: این فرد در یکی از مراحل هشتگانه انفال زن و کودک 3 ساله کوردی را پیدا کرده وآنها را نجات میدهد.

این منبع در ادامه سخنان خود به نقل از "علی حاتم" افزود: "علی حاتم" زن را به عقد خود درآورده اما متاسفانه چندی پیش در یک دعوای خانوادگی بر سر زمین زن وی از سوی برادرهایش کشته خواهد شد.

علی حاتم اکنون برای پیدا کردن خانواده پسر همسرش به نام "ریاز" که اکنون 21 ساله میباشد به اقلیم کوردستان سفر کرده است.

+ نوشته شده در  2006/9/6ساعت 14:31  توسط آهورا  | 

 
 
 
 
 

فیلم سینمایی "انفال بنام الله، بعث و صدام " در جشنواره جهانی فیلم آتن شرکت میکند

 

 

 فیلم سینمایی " الانفال بنام الله، بعث و صدام " به کارگردانی کارگردان کورد " مانو خلیل " در جشنواره جهانی فیلم در آتن به نمایش در می آید.

به گزارش سایت آوستا، این فیلم پیشتر نیز در چندین جشنواره و فستیفال جهانی شرکت و به اکران در امده است.

این فیلم قبل از این دو دفعه از تلویزیون سوئیس نیز اکران شده بود.

همچنین قرار است در آینده ای نزدیک این فیلم از شبکه های تلویزیونی کشورهای اسکاندیناوی پخش شود.

 

+ نوشته شده در  2006/9/6ساعت 14:28  توسط آهورا  | 

خن
+ نوشته شده در  2006/8/30ساعت 15:11  توسط آهورا  | 

شکایات جمعی از مردم کوردستان

 بر علیه مزدوران ( جاش) سابق رژیم بعث که در انفال دست داشته اند

 

 

وزیر دادگستری دولت اقلیم کوردستان اعلام کرد: کسانی که اسامی آنان بعنوان متهم در پرونده انفال ثبت گردیده است درصورتی که برعلیه انان شکایتی هم صورت نگیرد دادگاه میتواند حکم جلب آنها را صادر نمایند.

در مورد جنایاتی که علیه مردم کوردستان در سلسله عملیات انفال بوِیژه از سوی مزدوران و عوامل رژیم سابق ( جاش ) صورت گرفته است هم اکنون در افکار عمومی کوردستان دیدگاههای مختلفی در رابطه با این قضیه وجود دارد.

" فاروق جمیل " وزیر دادگستری دولت اقلیم کوردستان اعلام کرد باتوجه به اینکه عفو عمومی برای مزدورانی که در سلسله عملیات انفال مشارکت داشته اند از سوی " جبهه کوردستانی " یک تصمیم سیاسی بود اما این به معنی یک عفو عمومی قانونی نیست و بر اساس تصمیمات جبهه کوردستان  کسانی که مشکل شخصی با مزدوران و عوامل رژیم سابق دارند، با در دست داشتن اسناد و مدارک لازم میتوانند  به دادگاه مراجعه و شکایت خود را تسلیم دادگاه نمایند.

وی در بخشی دیگر از سخنان خود گفت: هرکسی میتواند از طریق دادگاه بر علیه کسانی که متهم به کشتار دسته جمعی و نسل کشی هستند با توجه به مدارک و اسناد موثق در این باره اعلام جرم نماید.

وزیر دادگستری دولت اقلیم کوردستان افزود: وزارت دادگستری هیچ طرحی در راستای تحقیقات درباره عوامل و مزدورانی که در نسل کشی مردم کوردستان مشارکت نموده اند، جهت تقدیم به پارلمان کوردستان در دست بررسی ندارد.

از سوی دیگر " سعدی احمد پیره " عضو دفتر سیاسی اتحادیه میهنی کوردستان در مورد تصمیم جبهه کوردستانی گفت: هر شهروند در اقلیم کوردستان اگر بعنوان شاهد و یا متهم در مورد پرونده انفال از سوی دادگاه بازخواست، شود باید در دادگاه حضور یابد.

همچنین " خورشید شیری " عضو پارلمان کوردستان که پیشتر عضو جبهه کوردستان بوده است اعلام کرد: عفو عمومی این جبهه شامل افرادی که با شاکیان خصوصی روبرو میشوند نخواهد شد.

وی افزود: پارلمان کوردستان هیچ طرحی برای سرنوشت " مزدوران " سابق در دست اجرا ندارد.

"کاک رش نقشبندی " عضو کانون وکلای کوردستان و نیزعضو گروه مدافعان حقوق خانواده های انفال فاش ساخت: شکایتی که برعلیه عاملان و مزدوران رژیم سابق ثبت گردیده است، بسیار بوده و هم اکنون قاضی تحقیق در این باره سرگرم بررسی و تحقیق است.

وی همچنین افزود: قاضی میتواند حکم جلب آنان را صادر و انها را به دادگاه فرا خواند.

نقشبندی افزود: پس از خاتمه تحقیقات پرونده این افراد اسامی آنان را نیز رسماً اعلام خواهیم کرد.

 PUKmedia :منبع

+ نوشته شده در  2006/8/29ساعت 18:49  توسط آهورا  | 

+ نوشته شده در  2006/8/27ساعت 14:47  توسط آهورا  | 

 
 
 
 
 
 

انفال از زبان شاهدان عینی...

 

  شوکریه محمدامین 50 ساله اهل روستای ( علی مصطفی) در منطقه گرمیان در عملیات انفال در مرحله سوم این طرح شوم، مانند ساکنان چندین روستای دیگر به شهر دوبز و در کمپهای محل گردآوری زنان و کودکان انفال انتقال داده شده اند.

 

وی اینچنین زندگی و آن زمان را شرح داد:

 

-         میتوانید در مورد چگونگی آغاز حملات انفال توضیحاتی ارائه دهید؟

 

-    روستای ما به دلیل موقعیت جغرافیایی و اینکه در جاده اصلی واقع شده بود، نیروهای پیشمرگ کوردستان به وفور در این روستا آمد و رفت داشتند و به همین دلیل چندین بار مورد حملات هوایی هواپیماهای عراقی قرار گرفته ایم بطوری که چندتن شهید و قربانی در زمان این بمبارانها داده ایم، افزایش این حملات 11 خانواده را به ترک منازل خود به کوه " گوله مو"  در اطراف وادار کرد.

 

 

-         خانواده شما در آن هنگام چند نفر بودند؟

 

-    چهار فرزند، شوهرم  و خودم، بعد از استقرار دوباره و پس از گذشت یک هفته زندگی در کوه  " گوله مو"، نیروهای ارتش و مزدوران ( جاش) بطور کامل روستای مار ا محاصره کردند.

 

-         ابتدا  مزدوران وارد روستای شما شدند؟

 

-    اول نیروهای رژیم آمدند که یونیفورم کماندو بر تن داشتند اما جاشها جلودار آنها بودند، بعد از اینکه اطراف ما را محاصره کردند در صدد گول زدن مردم بودند گویا رژیم عفو عمومی اعلام کرده است، شوهر من و چند مرد دیگر روستا این حرفها را دسیسه میپنداشتند و در فکر مقاومت و حمله بودند اما با اصرار مردم گو اینکه زنان و کودکانی در روستا احتمالاً کشته شوند آنها را ناچار به انصراف از تصمیم خود کرد، پس از گذشت چند ساعاتی نیروها اقدام به دستگیری مردم و قبل از همه مردها کردند، بعداً نیروهای رژیم و مزدوران و ابسته به " شیخ معتصم برزنجی" مردم را جمع و سوار بر کامیونهای نظامی کردند و مار ا به روستای قادر کرم منتقل و مردها را سوار بر یک کامیون دیگر به مکانی نامشخص منتقل کردند.

 

-         موقعی که روستا را تخلیه کردید خانه و وسائل منزلتان چه شد؟

 

-    چه وسائلی؟ فقط لباس و پوشاک بچه هایم را به دوش میکشیدم، هیچی برای ما باقی نماند و حتی درهنگام انتقال ما به روستای قادر کرم یکی از فرزندانم گم شد، هنگامی که به این روستا رسیدیم دیدیم که مردمان زیادی را جمع کرده بودند و نیروهای نظامی آنها  را محاصره کرده بودند، ما کلا وضعیت دشواری داشتیم .

 

-    از قادر کرم گفتید آن موقع رفتار نیروها با شما چطور بود؟ آیا کسی نمیتوانست از دست آنها بگریزد؟

 

-    در قادر کرم برخی از مزدوران کسانی که فامیل و آشنای خودشان بودند را به بهانه زایمان و بیماری با پوشاندن لباسهای بیمارستان نجات میدادند. در آنجا تنها شمار انگشت شماری از مردم نجات پیدا کردند، نیروها به ما میگفتند بیاید با ما باشید دولت برای شما همانند پدرانتان است" شما کوردها همه آشوبگر  هستید)

 

-         پس از قادر کرم به کجا منتقل شدید؟

 

-         به  " توپزاوا " جایی که به جهنم می ماند.

در سالنهای توپزاوا در شرایط کاملاً وخیمی بسر میبردیم و سربازان به ما و رهبران احزاب کوردستان توهین و ناسزا میگفتند، برای بیش از 200 نفر در سالنها یک قابلمه برنج می آوردند، به کسی اجازه رفتن به توالت را نمی دادند، با شلاق و باتوم بر سر ما میکوبیدند و همانند حیوان با ما رفتار میکردند.

 

-         مردها چه شدند؟

 

-    آنها را در سالنی جدا از زنان و کودکان به باد شلاق و کتک دادند 64 نفر از آنها را جهت انتقال سوار یک کامیون سرپوشیده کردند بطوری که بیشتر آنها از حال میرفتند.

 سپس ما را به دوبز منتقل کردند، در شرایطی کاملاً غیر انسانی شمار زنان و کودکان زیاد و سالنهای کوچک، نبود خوراک و مواد غذایی، اما با این حال هیچ زنی در غم گرسنگی نبود بلکه همه فکر و ذکرشان به این بود که مورد آزار جنسی و تجاوز قرار نگیرند – هنگامی که گفتند دختران را از زنان جدا میکنند دختر جوان و زیبایی که در میان ما بود از ترس و وحشت دیوانه شد بطوری که در تمام مدت مادر بزرگش وی را زا روی ناچاری به درختی می بست - ، همچنین در اینجا مرگ

کودکان از شدت گرسنگی و شرایط دشوار آغاز شد، بیش از 1000 تن از فرزندانمان تلف شدند.

شش ماه را با سختترین شرایط  در دوبز بسر بردیم، قرار بود به "نوگره سلمان"منتقل شویم اما عفو عمومی رژیم این تصمصم را ملغی کرد.

ما را به تکریت بردند جای که پر از لباس مردان و جوانان کورد بود من نیز شال و پیراهن شوهرم را شناختم .

در تکریت نزدیک به 500 نفر بودیم یک قابلمه برنج و اندکی بادمجان را برای این جمعیت زیاد آوردند که مثلاً ما گرسنه ایم،!!! سپس روزنامه ای که عفو عمومی در آن منتشر شده بود را به ما نشان میدادند" عفو عمومی بغیر از جلال طالبانی" ، سربازها از این اقدام دولت ناراحت بودند به همین خاطر به ما دشنام  و ناشزا میگفتند و به ما لگد و مشت میزدند و به صدام فش میدادند، زیرا اینها نقشه تجاوز و لذت بردن از قتل و عام ما را در سر پرورانده بودند.

سپس از تکریت به عربت منتقل شدیم. واقعاً مردم عربت همکاریهای خود را از ما دریغ نکردند

+ نوشته شده در  2006/8/25ساعت 11:19  توسط آهورا  |